شاعر در این سروده، از یک سو، به معنویت و روحانیت شب قدر اشاره میکند و از غرق شدن در دعا و عشق الهی سخن میگوید. از سوی دیگر، به حرمت نوروز و قدر دانستن این آیین باستانی تأکید میکند.
به گزارش رسانه نو به نقل از پایگاه خبری آوای رودکوف:در سال ۱۴۰۴، تقارن مبارکی رخ داده است: شب قدر، شب نزول قرآن و آمرزش گناهان، با نوروز، جشن باستانی ایرانیان و نماد نو شدن طبیعت، همزمان شدهاند. این شعر، تجلی این همزمانی است و احساسات شاعر را در مواجهه با این اتفاق بینظیر به تصویر میکشد.
شاعر در این سروده، از یک سو، به معنویت و روحانیت شب قدر اشاره میکند و از غرق شدن در دعا و عشق الهی سخن میگوید. از سوی دیگر، به حرمت نوروز و قدر دانستن این آیین باستانی تأکید میکند. اما شاعر در این میان، از خود میپرسد که چگونه میتوان این دو مناسبت را در کنار هم گرامی داشت و حق هر کدام را ادا کرد؟
شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که امسال، جشن و شادی نوروز را به بعد از ماه رمضان و عید فطر موکول کند تا بتواند با تمرکز بیشتری به عبادت و راز و نیاز در شبهای قدر بپردازد. او معتقد است که عید بنده، بعد از عید فطر و اتمام ماه رمضان است. این شعر، دعوتی است به تفکر در باب ارزشهای معنوی و فرهنگی و تلاش برای پاسداشت هر دوی آنها.
رسانه نو // به گزارش نشریه الکترونیکی یک کتاب ،همزمان با اولین روز ماه مبارک رمضان و تلاقی سال تحویل۱۴۰۴ و شب قدر شعر : ( تحویل به روزست شب قدر گوهربار ) سروده جدید آقای حجت بقایی منتشر شد.
یک خبر آمد شده ساقط اسد سوریه اشغال شد گفته اند آزاد شد یک سقوط دیگر اما این زمان بهر سقوط و این همه آرامش دنیا و اینجا مردمان اندر سکوت یک جای کار می لنگد چرا ؟ من نمی دانم ولی آنجا سقوط اینجا سکوت این ارتباط بی ربط نیست
به گزارش رسانه نو به نقل از پایگاه خبری آوای رودکوف:متن ادبی و دلنوشته ای از دکتر حجت بقایی در باره مجاهد شهید دکتر اسماعیل هنیه با عنوان "خونخواهی مهمان شهید"تقدیم به هموطنان عزیز ؛مردم مظلوم فلسطین، و همه آزادی خواهان و حق طلبان دنیا :
رسم کوفیان را شیعه بازم درک کرد شرم را دشمن به کینه ترک کرد کشت میهمان و دوباره یک یزید قوم حیدر را به چشمانش ندید کُشت اسماعیل را در سرزمین شیرها حُرمت ایران شکست و تیر خشمم شد رها این جنایت را نمودی لیک در خاطر سِپار گوش را بازکن شنو یک یادگار نگذار جوگیرت کند این کار تو شیر مسلمان را زدی ، با دوست کفتار تو این زدنها کِی رسد بر انتها کینه ات خواهی بری تا بر کجا پشت کردی بر خدا و دَم زِ ایمان می زنی تیر بر قلب مسیحی و مسلمان می زنی سالها پشت صلیب و ماه جنگ افروختی اختلاف انداختی و صد کیسه بر هم دوختی ناگهان رویت نمودی آشکار از پشت ابر بر صلیب آتش زدی و ماه را خونین جگر نیتت را ملّت ما کار نیست دشمنی تو به ماها آر نیست آمدی اول به شکل میهمان میزبان کُشتی و گفتی یار کیست؟ پول خرج کردی ملل هم لال شد سرزمین قدس هم با کینه ات سبزی و زیتونِ صُلحَش کال شد حال گو بر من ببینم کیستی؟ آدمی ، شرّی ، فرشته یا که نه تو زِ قوم دیو یا اِبلیستی؟ تو زنی هر شب به عمد و یا به سهو کودکان را ، نونهالان را به تیر گویی بر صاحب زمین یا نما ترک خانه ات یا که بمیر آن زمان خواهی که مردم لال شُد این زمین بر تو و یاران مال شُد کشت و کشتارش کُنی اهل زمین ما هم اینجا لال باشیم و همین این نشد رسم بشر ای غاصبین آیی و گردی تو میهمان و به کین سفره ای را که برایت پهن شُد کردی آغشته به خون ، میهمان قُدس حال اینجا کُشته ای میهمان ما ما به مثل تو و مثل نسل تو حرمت میهمانمان را نشکنیم حرمت میزبانمان را نشکنیم حرمت خون به ناحق ریخته را تو بگو آیا توانیم بشکنیم؟ آمدی با صد کَلَک در خانه مان کردی آغشته به خون ایرانمان ما اگر آرام گیریم ای عَدُو مام میهن را ببینیم با چه رو؟ حال باید منتظر باشی که تا آید و سردارمان راهت گرفت یا که نه سیّد علی دستور کرد دشمنان را از فلسطین دور کرد ( حجت بقایی )
رسانه نو به نقل از انوشا ( انجمن شاعران و نویسندگان ایران ) / به مناسبت روزجهانی شعر منتشر شد :
روز شعر است و سئوالی طرح شد پرسی از من شعرچیست؟ روحی سیار از بدنها درگذر یک زمانی در پی افکار من گاه در فکر شما یک زمان فکری گهی زمزمه ای گاه در کاغذ نمایان می شود یک زمانی در صدایی یا ندایی این همه گفتم بدانی شعر مال خود است نه مال من نه مال تو
این روزها بوی بهار در خانه ها پیچیده است ، بهار قرآن ، بهار طبیعت ، بهار وطن ، بهار دین ، بهار کتاب ، بهار زمان ،مبارک باشد بر همه ایرانیان ...
پایگاه خبری آوای رودکوف-دکتر حجت بقاییدر سروده ای ای با عنوان "ترانه سال ۱۴۰۳ مبارک" نوشت این روزها بوی بهار در خانه ها پیچیده است ، بهار قرآن ، بهار طبیعت ، بهار وطن ، بهار دین ، بهار کتاب ، بهار زمان ،مبارک باشد بر همه ایرانیان ...
سالی چه نیک گشت هزارو چهارصد و سه آغاز با شادی و چهارشنبه و سرور آغاز با بهار بهار در بهار بهار در زمین بهار در زمان بهار رمضان وقت تولد زمان ماه نزول قرآن فصل فرود باران عید شادی یاران روز آغاز سال فصل تغییر حال هرجا که هستی و هر کس تو باشی و تنها و یا به جمع دل شاد کن که سال سالی نکو شده سالی که نکوست پیداست از بهار کمتر بهانه آر در راه زندگی خود را به او سپار بر صاحب بهار ما نیز دعا کنیم شادی برای ما باشد درون ما باشد همیشگی در خانه و وطن --- حجت بقایی ۱۴۰۲/۱۲/۲۳